تصمیم گیری

تصمیم گیری یکی از مباحثی است که در کلیه وظایف مدیریت از اهمیت ویژه ای برخوردار است، به خصوص در وظیفه به گونهای که هربرت سایمون آن را معادل مدیریت میداند. .« برنامه ریزی » تصمیم گیری عبارت است از فرایند یافتن و انتخاب یک راه حل یا گزینه (یک سلسله عملیات) از میان راههای مختلف برای حل یک مشکل معین.

تصمیم گیری یعنی انتخاب یک راه از میان راه های مختلف و در حقیقت بهترین راه برای نیل به اهداف.

به طور کلی دو الگوی اساسی در مباحث تصمیم گیری وجود دارد:

– الگوی اول الگوی عقلایی است که تصمیم گیری را در یک فرایند منطقی و عقلایی بیان میکند.
– الگوی دوم عبارت است از مجموعه ای از الگوهای مختلف که به دنبال جرح و تعدیل الگوی عقلایی است. به گونه ای که یکی از این الگوهای مهم، الگوی تصمیم گیری رضایت بخش میباشد که توسط سایمون مطرح شد.

تصمیم گیری

تصمیم گیری

فرآیند تصمیم گیری:

-۱ تعریف مسئله
-۲ ارزیابی راهحلها
-۳ اتخاذ تصمیم(انتخاب راه حلها)
-۴ اجرای تصمیم
-۵ ارزیابی نتایج

در اینجا لازم است به چند نکته در زمینه مراحل فرایند تصمیم گیری منطقی یا عقلایی اشاره شود:

۱٫مساله یابی و شناسایی وضعیت باید مشتمل برموارد ذیل باشد:

– تعریف مساله
– تعیین اهداف و شاخص های تصمیم
– تشخیص علل

۲٫ هرگز نباید قبل از دستیابی کافی به راه حل های بدیل، به اتخاذ تصمیم های عمده مبادرت شود.

۳٫ برای ارزیابی میزان اثربخشی بدیلها میتوان از دو معیار زیر استفاده کرد:

– اجرای راه حل بدیل- با توجه به اهداف و منابع سازمان، تا چه حد عملی و واقعی بینانه است؟
– اجرای هر راه حل بدیل- چقدر به حل مساله کمک میکند؟

۴٫مدیر باید هنگام ارزیابی اجرای هر بدیل، موارد ذیل را در نظر بگیرد:

– میزان علاقه یا اکراه کارکنان به اجرای برنامه های مورد نظر
– بررسی تبعات اجرای بدیل مورد نظر و مقایسه آنها با تبعات عدم اجرای آن بدیل
– در نظر گرفتن مشکلات عملی ناشی از اجرای هر بدیل

۵٫ اجرای تصمیم مستلزم فرایند ذیل است:

– طرح ریزی برنامه اجرای راه حل و نحوه رفع نیازها و مسائل اجرایی (قبل از به کارگیری راه حل انتخاب شده)
– فراهم سازی منابع ضروری و تخصیص آنها برای رفع نیازها و اجرای راه حل
– تنظیم برنامه زمان بندی عملیات
– تفویض مسئوولیت اجرای هر کار به افراد مناسب
– اتخاذ رویه ای برای گزارش گیری ادواری

انواع مسئله:

۱-خوش ساختار
۲ – بدساختار

روشهای مساله یابی

فرایند شناسایی مسائل و تعریف و اولویت بندی آنها را مسالهیابی مینامند. به طور کلی برای مساله یابی در هر سازمان، مجموعه ای از روشها به صورت رسمی و غیررسمی به کار میروند:

الف) مساله یابی رسمی شامل رویه های مستقیم و غیرمستقیم
ب) مساله یابی غیررسمی « پیشی گرفتن رقبا » و « انحراف از برنامه تنظیم شده » ،« تغییر روندهای قبلی » در رویه مستقیم، مدیر خودش با مشاهده به وجود مساله پی میبرد.

رویه های غیرمستقیم مساله یابی عبارتند از: مساله یابی از طریق کارکنان (زیرا مدیر را مسوول و صلاحیت دار میدانند و همچنین گزارش کردن مساله را وظیفه خود میدانند)، مساله یابی از طریق ما فوقها و مساله یابی از طریق ارباب رجوع یا مشتری فرایند مسالهیابی غیررسمی از بینش شخصی افراد ناشی میشود و مجاری ارتباطی غیررسمی را به کار میگیرد.

طبق نتایج یکی از بررسی ها مشخص شده است که هشتاد درصد از مدیران، قبل از دریافت اطلاعات از مجاری  رسمی، از وجود مساله آگاه بوده اند (مساله یابی غیررسمی)

حل مساله

به فعالیت های گسترده ای که به منظور یافتن و اجرای راه حل برای اصلاح یک وضعیت نامطلوب انجام میشوند، فرایند حمل مساله میگویند. فرایند انتخاب مشتمل بر مجموعه فعالیتهایی است که به گزینش یک راهکار، از مجموع راهکارهای بدیل، منجر میشود. بنابراین فرایند انتخاب، جزئی از فرایند تصمیمگیری است.

موانع استفاده از فراگرد منطقی اتخاذ تصمیم:

۱٫ تفاوت ارزشهای اجتماعی تصمیم گیرندگان
۲٫ ناتوانی در ارزیابی پیامدهای هر تصمیم
۳٫ عدم اطمینان نسبت به آینده
۴٫ اکتفا به راه حل های رضایت بخش (تصمیم گیری برای نیل به رضایتمندی)
۵٫ اکتفا به عقلانیت نسبی
۶٫ مصلحت اندیشی با توجه به وضعیت تفاوت مهمی دارد. زیرا عقلانیت نسبی به « اکتفا به راه حل رضایت بخش » با « اکتفا به عقلانیت نسبی » ( مفهوم  اکتفا به راه حل رضایت » محدودیتهای طبیعی توانایی انسان برای اداره وضعیتهای پیچیده اشاره دارد. در حالی که یک انتخاب عمدی ذهن انسان، برای محدود کردن تعداد راه حلهای بدیل محسوب میشود. )