آخرین اخبار : 

همه می‌میرند




فیلم‌نت نیوز؛ احسان عمادی: دیروز داشتیم فیلم آذر را در کاخ جشنواره می‌دیدیم. همه چیز به خوبی و خوشی پیش می‌رفت و بابای «صابر» چک شراکتش با «امیر» را داده بود دستش و آماده بودند که پیتزافروشی را مال خود کنند و لبخند زندگی را ببینند که یک‌هو، یکی آن یکی را هل داد و دق!… سرش خورد به شوفاژ و… تا هلش داد، ما فوری جلوی دهن‌مان را گرفتیم که صدایمان دور و بری‌ها را اذیت نکند (پس چی؟ ما یک تماشاگر فهمیده و باکلاس هستیم و حتی سر سوفی و دیوانه هم سعی داشتیم حقوق بقیه‌ی تماشاچیان را رعایت کنیم؛ لاکردار خودش نخواست!) و جیغ خفیفی زدیم که: «ای بابا! یعنی اینم مُرد؟» بله، مرد! به همین راحتی مرد و قصه کلا زیر و رو شد و در مسیر دیگری افتاد.

اساسا مرگ و میر در فیلم‌های جشنواره‌ی امسال خیلی زیاد بوده. اِو که اصلا شروع قصه‌اش با مرگ پدر خانواده است، در ایتالیا ایتالیا بچه‌ی خانواده مرده به دنیا آمده، آخر فِراری، سجاد بی‌ام‌و را می‌کوبد به گاردریل و دختر بی‌نوا تلف را می‌کند، ماجرای نیم‌روز که لحظه‌ای از قتل و ترور و آدم‌کشی فاصله نمی‌گیرد، در آباجان موشک می‌خورَد به مدرسه و داماد خانواد شهید می‌شود، بچه‌ی تابستان داغ از پشت‌بام می‌افتد، بدون تاریخ، بدون امضا، نگار، ماه‌گرفتگی، انزوا، خوب، بد، جلف و… باز هم بگوییم؟ سوفی و دیوانه حتی! (فکرش را بکن!) البته استفاده‌ی مستمر از عنصر مرگ در اغلب فیلم‌های جشنواره‌ی امسال، برخلاف آنچه در بادی امر به نظر می‌رسد، امر نامیمون و ناپسندی نیست و فوایدی نیز بر آن مترتب می‌باشد که در این‌جا سعی می‌کنیم اهم آن‌ها را برای شما عزیزان فهرست نماییم:

اول از همه این‌که مرگ در داستان، برای فیلم‌نامه‌نویس «نان» دارد. چراکه او باید تعادلی را که در ابتدای قصه‌اش ساخته، در ادامه‌ به شکلی به هم بزند (اگر این کار را نکند که خب پس بقیه‌ی تایم فیلم چه می‌شود؟). اما یک وقت‌هایی تعادل قصه این‌قدر قرص و محکم است که شما هر کاری می‌کنی، حتی تکان هم نمی‌خورَد. خب وقتی شخصیت‌ها و موقعیت‌ داستانی، خودشان قدر خودشان را نمی‌دانند و به زبان خوش دچار عدم تعادل نمی‌شوند، آیا حق‌شان نیست که لااقل یکی‌شان را بکُشیم تا در عوض، خود فیلم‌نامه‌نویس بی‌جیره و مواجب نماند و گرسنگی نکشد؟

مرگ هر چی نباشد، از خیانت –که عنصر رایج‌ِ برهم‌زننده‌ی تعادل در فیلم‌های سال‌های اخیر بوده- بهتر است. ضمن این‌که بدآموزی هم ندارد؛ یعنی شما اگر ببینی مرد توی فیلم به همسرش خیانت می‌کند و خدایی نکرده یک‌وقت‌هایی زیرآبی می‌رود، ممکن است یواشکی شیطان زیر پوستت بخزد و تو هم خلاصه… آره! اما هیچ‌وقت از دیدن مردن شخصیت‌ها، دچار هیچ‌گونه وسوسه‌ای نخواهی شد.

مرگ پایان زندگی همه‌ی انسان‌هاست که مدام آن را از خود دور می‌پنداریم و فکر می‌کنیم حالا حالاها سراغ ما یا عزیزان‌مان نخواهد آمد. این تأکید مدام بر مردن آدمیزاد در فیلم‌ها، یاد مرگ را در دل ما زنده نگه می‌دارد و باعث می‌شود که آن را پیش چشم خود ببینیم و در محاسبه‌ی نامه‌ی اعمال‌مان کوشاتر باشیم (برگرفته از کتاب دینی سوم دبستان).

دست‌آخر این‌که مرگ به خاطر ذات تلخش، خواه‌ناخواه فضای فیلم را به سوی تیرگی و تاریکی و سیاهی هل می‌دهد و به این ترتیب، بر عمق و ژرفنا و معنا و بطن‌های فیلم می‌افزاید و شانسش را -دست‌کم برای دیده شدن در جشنواره‌های خارجی-، فزونی می‌بخشد.



فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز
اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید


منبع مطلب : http://www.filmnetnews.ir/hyper-news/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%B3
همه می‌میرند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *