آخرین اخبار : 

آقا پولاد




فیلم‌نت نیوز؛ احسان عمادی: دیروز، حین نمایش خفگی در کاخ جشنواره و به محض نقش بستن شمایل آقای پولاد کیمیایی روی پرده‌ی نقره‌ای، صدای شلیک خنده‌هایی از اقصا نقاط سالن کاخ به گوش رسید. شلیک‌ها البته تک‌تیر بودند و به رگبار بدل نشدند، ضمن این‌که به دلیل استفاده از صداخفه‌کن، طنین خاصی هم در فضا پیدا نکردند. با این حال، کاملا مشخص بود که با طرح و برنامه‌ی قبلی و به شکلی «مهندسی‌شده» مجال بروز پیدا کرده‌اند. وگرنه چهره‌ی ماه‌روی ایشان چه جای این مسخره‌بازی‌هاست؟

این مهندسی البته خلق‌الساعه و ناگهانی رخ نداده است. قصه از پریشب هم‌زمان با نمایش قاتل اهلی شروع شد، که گروهی قلیل (یا شاید کثیر) از تماشاچیان مزدورِ فرهنگی، هی دسته‌جمعی و رگباری و بدون صداخفه‌کن، خنده‌های مهندسی‌شده می‌کردند که دست‌آخر باعث شدند آقا پولاد از کوره در برود و در سالن نعره بزند… چیز، ببخشید… فریاد از دل برآورد که: «زهرمار!» ایشان که در زمینه‌ی سینما و آداب و رسوم فیلم دیدن، صاحب خرقه و شولای مرجعیت هستند، بعد از نمایش فیلم در توضیح این جمله‌ی قصار خود به یکی از تماشاچیانی که مدعی بود بدون مهندسی خندیده است گفتند: «فیلمو دوس نداری، برو از سالن بیرون؛ حق نداری بخندی!» ما هم با این صحبت ایشان کاملا موافقیم. چرا؟ چون خود آقا پولاد فرمودند. اصولا سخن ایشان در این زمینه، فصل‌الخطاب محسوب می‌شود؛ یک کلام، ختم کلام. تازه به قول «رضا»ی «اعتراض»، «دفعه‌ی آخر گفتم دفعه‌ی آخریه که می‌گم.» یعنی بیشتر از این نباید سر شوخی را با ایشان باز کرد و اگر هم کسی خواست چنین ناپرهیزی‌ای بکند، خودش می‌داند و آن دسته‌صدفیِ زنجونی که بین‌شان حکم خواهد راند. لکن همین‌جا از همین تریبون از ایشان خواهش می‌کنیم که برای پیش‌گیری از مشکلات احتمالی آینده، هرچه زودتر رساله‌ی خود در باب «آیین‌هایی تماشای فیلم در سالن» را منتشر کنند تا ملت بدانند اگر در جایی از فیلم خنده‌شان گرفت، بغض‌شان گرفت، گریه‌شان گرفت، خشم‌شان گرفت یا حتی چیزهای دیگرشان گرفت (مثلا دردشان)، دقیقا چه‌ عکس‌العملی را با چه شدتی باید از خویشتن به نمایش بگذارند.

آقا پولاد در عین حال، از «زهرمار» شیرین خویش هم دفاع کردند و توضیح دادند که باید همان‌جا عکس‌العمل نشان می‌دادند. ما به فرمایش‌شان این نکته را هم اضافه کنیم که «چطور همه‌تان قربان صدقه‌ی زهرمارِ ترانه در کن می‌رفتید، حالا زهرمار آقا پولاد بهتان برخورده؟ فقط زهرمار ترانه، زهرمار آدم بود؟ زهرمار پولاد، توله‌ی سگ بود؟» ضمن این‌که این ویژگی شخصیتیِ ایشان –به این معنا که باید حق هر رفتار ناشایستی را درست در همان لحظه و همان مکان، کف دست طرف گذاشت-، به لحاظ «این‌جا و اکنون» بودنش ما را به یاد آموزه‌های سکولاریسم می‌اندازد. یک‌جور سکولاریسم بومی‌شده‌ی قیصروار، که ترجیع‌بندش می‌تواند عباراتی از قبیل «ســـی داداســـس؟» یا «ریز می‌بینمت» یا «فرمایش؟» ‌باشد که خود این موضوع، نشان می‌دهد آقا پولاد چقدر خوب در مکتب پدر بالیده و نشو و نما کرده. البته از شاه‌پسری که برای بازی در فیلم پدر (به گفته‌ی خود استاد) رفته تمرین آواز کرده تا با صدای خش‌دار و زخمی‌اش آن‌طور موزون روی سن بخواند و حتی از دور (یک‌کمی نزدیک‌تر البته) دستی بر فیلم‌نامه‌نویسی دارد و می‌تواند سناریوی نوشته‌شده را حین پروسه‌ی تولید، بازنویسی کند و با پررنگ کردن بعضی نقش‌های کنسرتی، بر غنا و اعتبار فیلم بیفزاید، جز این هم انتظار نمی‌رود.

 



فیلم‌نت نیوز، رسانه به‌روز
اخبار روز سینمای ایران و جهان را در کانال تلگرام فیلم‌نت نیوز دنبال کنید


منبع مطلب : http://www.filmnetnews.ir/hyper-news/notes-on-movies/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B7%D9%86%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%B7
آقا پولاد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *